۱. یک عکس خوب باید درست کادربندی شده باشد کتاب‌های بسیار زیادی درباره کادربندی نوشته شده‌است. بهتر است کمی وقت صرف کرده و این کتاب‌ها را مطالعه کنید. در عین حال این چند نکته را به خاطر بسپارید: به سوژه نزدیک‌تر شوید. اگر شبنم‌های نشسته بر گلبرگ گلی، چشم شما را خیره کرد، تا جای ممکن به گل و گلبرگ‌هایش نزدیک شوید. تصویر گلدان و باقی جزییات گل در این عکس ممکن است نگاه بیننده را گمراه کند. از طرف دیگر اگر می‌خواهید شادی فرزندتان به خاطر برنده شدن در مسابقه فوتبال مدرسه‌اش را به تصویر بکشید، بهتر است کمی از فضای زمین فوتبال را نیز در پس زمینه کادربندی کنید. چراکه این عکس قرار نیست تنها شادی یک کودک را نشان دهد. این عکس باید شادی یک کودک پس از برنده شدن در مسابقه فوتبال را نشان دهد. به سوژه نزدیک‌تر شوید سوژه را در یک قاب فرضی کادربندی کنید. اگر از یک منظره عکس می‌گیرید، سعی کنید چند شاخه از درخت را در پیش زمینه عکس قرار دهید و البته نیازی نیست که شاخه‌ها واضح (فکوس) باشند. شما می توانید از این قاب های فرضی برای عکس گرفتن از مردم نیز بهره ببرید. خلاق باشید چرا که این قاب ها به تصویر عمق می بخشند و نظر بیننده را به سوژه ی مورد نظرجلب می کنند. سوژه را قاب کنید از قانون "یک سوم" بهره ببرید. کادر فرضی را به سه قسمت عمودی و افقی تقسیم کنید. چهار نقطه نقاطع این خطوط بهترین محل برای قراردادن سوژه است. سعی کنید با تمرین این نکته را در عکس‌هایتان رعایت کنید. گاهی سوژه را در وسط قرار دهید و با مقایسه عکس‌ها متوجه اهمیت قانون "یک سوم" در کادربندی شوید. سوژه را در یک سوم کادر قراردهید در عکاسی از چشم‌اندازها و مناظر به دنبال خطوط S مانند امتداد یک رودخانه و یا جاده باشید. این خطوط منحنی چشم را روی تصویر بازی می‌دهد. پس به جای ایستادن روی به روی یک رودخانه، کمی تغییر مکان بدهید تا مسیر رودخانه خطی منحنی ایجاد کند. این تکنیک را برای به تصویر کشیدن تمام سوژه‌ها حتی یک شاخه گل و یا گیاهان نیز می‌توانید اجرا کنید. خطوط منحنی چشم را بر روی تصویر بازی می‌دهد ۲. عکس خوب باید نوردهی مناسبی داشته باشد نوردهی بد عکس را ضعیف می‌کند. حتی امکانات کامپیوتری نیز نمی‌توان نوردهی یک عکس را به خوبی زمان عکس‌برداری ارتقا دهد. برای یادگیری کار با دوربین زمان بگذارید چراکه نتیجه آشنایی شما با فن عکاسی ارزش این تلاش و صرف وقت را دارد. یک سوژه با نوردهی‌های متفاوت ۳. عکس خوب احساس را بر می انگیزد از لبخند به یک عکس طنزآمیز گرفته تا هراس و وحشت از دیدن یک تصویر از جنگ، همه نشان‌دهنده قدرت یک عکس در برانگیختن احساس در بیننده است. در نتیجه پیش از عکس گرفتن‌های پیاپی با خود بیاندیشید که هدف از ثبت این تصویر چیست؟ این عکس قرار است چه احساسی را در بیننده ایجاد کند؟ پیش از فشاردادن شاتر دوربین به هدف عکس بیاندیشید ۴. عکس خوب راوی یک داستان است شاید ابتدا به نظر غیرممکن برسد اما همیشه یک عکس خوب روایت‌کننده یک داستان است. عکس خوب از چهره یک انسان، شخصیت وی را آشکار می‌کند. برای مثال عکس‌های دسته جمعی مدارس تنها نشان دهنده شکل و شمایل دانش‌آموزان است و اکثراً تشخیص چهره فرزندمان هم سخت به نظر می‌رسد چرا که همه در یک وضعیت به ثبت رسیده‌اند. در عکاسی از طبیعت نیز یک تصویر خوب شخصیت محیط طبیعی و هر آنچه به آن مربوط می‌شود را به تصویر می‌کشد؛ نابودی طبیعت به دست انسان، حیات وحش و محیط زیست محاط شده در اطراف یک رودخانه در فصول مختلف و ... شما باید به داستانی که قرار است به وسیله عکس روایت شود آگاه و مسلط باشید. عکس خوب راوی یک داستان است ۵. عکس خوب "زندگی" را به تصویر می کشد عکس‌هایی که در خاطره‌ها ثبت می‌شوند اکثراً چیزی فراتر از نمایش ساده از یک سوژه هستند. آنها داستانی ورای خود سوژه بیان می‌کنند. عکس خوب "زندگی" را به تصویر می‌کشد. ببیننده را برای لحظه‌ای متوقف می‌کند و به فکر فرو می‌برد. سعی کنید از طریق عکس‌هایتان با مخاطب ارتباط برقرار کنید و دانش و درک خود از زندگی را با او در میان بگذارید. لحظات خداحافظی یک پدر محکوم به مرگ مترجم: نفیسه مطلق منبع: www.photography.com برای دلِ خود عکس بگیرید! عکاسی- همشهری آنلاین- بیل پیرس: چند وقت پیش از من پرسیده شد: آیا "عکاسی خبری یک هنر است؟" و "تفاوت عکاسی خبری و هنر در چیست؟". برای پاسخ به این سؤال شما باید به تعریف و معنای دو عبارت "هنر" و "عکاسی خبری" مشرف باشید. من بیشتر عمرم با این دو عبارت در زمینه‌های مختلف کاریم سر و کار داشته‌ام، اما هنوز هم نمی‌توانم معنای دقیقی از این دو واژه ارائه دهم. تصور می‌کنم آدم‌های مختلف برداشت‌های متفاوتی از این دو واژه دارند. مثلاً عکاسی که برای بخش آگهی‌های یک روزنامه موظف است از خانه و ماشین‌های فروشی عکس بگیرد خود را "عکاس خبری" می‌داند. من بعد از سال‌ها کار کردن در سرویس عکس روزنامه‌ها نمی‌دانم به خودم و همکارانم چه عنوانی را می‌توانم اطلاق کنم و اکثراً در جواب "چه کاره هستی؟" ترجیح می‌دهم بگویم "عکس می‌گیرم" تا اینکه پاسخ بدهم "من یک فتوژورنالیست هستم". اگر به جای عبارت "عکاسی خبری" که برای هر کس معنای متفاوتی را تداعی می‌کند، واژه "هنر" را امتحان کنیم چه؟ هنر برای یک گالری‌دار، به معنای هر آن چیزی است که بالقوه بتواند در یک گالری به فروش برسد و برای مدیر یک موزه، چیزی ست که بتوان آن را به عنوان یک اثر به نمایش درآورد؛ اثری که بیننده را متأثر کند. همه این تعاریف درست است و دقیقاً همین من را بیشتر گیج می‌کند. مدیر موزه Schneider در حال تنظیم چینمان عکس‌های خبری به منظور برپایی یک نمایشگاه نمایشگاه عکس‌های خبری رضا دقتی، عکاس ایرانی من اصطلاح "گالری عکس" را بیشتر از "گالری هنری" می پسندم و اکثر گالری‌هایی که دوستشان دارم هم از همین عنوان استفاده می‌کنند. همچنین ترجیح می‌دهم کسانی که هر از گاهی از روی تفنن و یا سرگرمی عکسی می‌گیرند را "شاغلین آزاد" بدانیم تا یک "هنرمند". عکاسی خبری کاری‌است که شما در ازای پولی انجام می‌دهید و هنر کاری‌است که برای دل خود انجام می‌دهید. گاهی طلاقی این دو مفهوم باعث خلق آثار ارزشمند عکاسانی چون دیانا آربس، ورنر بیسچف و کارتیه برسون می‌شود. با این حال به طور کل معتقدم "عکاسی خبری" و"هنر" دو مقوله ی از هم جدا ست. سباستین سالگادور/ قحطی‌زدگان سودان کارتیه برسون عکس اکین توند اکین لی، برنده جایزه بهترین عکس خبری ۲۰۰۶ یک نفر ممکن است از عکاسی برای دل خودش لذت ببرد و عکس‌های زیادی را هم به ثبت برساند. همانطور که ممکن است شخص دیگری این کار را عبث و بی‌معنی بداند. عکاسان زیادی را می شناسم که فقط در ازای پول عکس می گیرند وگاهی عکس های خوبی هم می گیرند. اما کسی را نمی شناسم که عکس های فوق العاده تاثیر گذاری در میان کارهایش باشد اما هیچ وقت برای دلش عکاسی نکند. مترجم: نفیسه مطلق منبع: www.digitaljournalist.org